نگذاشت در دلش اثری سوز آه من
یارب ، درون سینه ی او سنگ یا دل است ؟!
آری ، کسی که می گذرد روز او به ناز
از حال بی کسان جگر خسته غافل است ...
ذکایی بیضایی
اگر طلوع نباشد برای ماه حسین
کسی عوض شدن سال را نمی فهمد
سیاه جلوه ی عشق است گرچه شال سپید
سپید بختی این شال را نمی فهمد ...
محمد قاسمی
به ناز خفته چه داند که دردمند فراق
به شب چه میگذراند الخصوص غریب
هنوز بوی محبت ز خاکم آید اگر
جدا شود به لحد بند بندم از ترکیب
سعدی