در بین خانواده ی زهرای مرضیه
باید شوند تمام علی زاده ها حسن
زنجیره ی محبت زهراست دین من
با یک حسین و چهار علی و دوتا حسن
علی اکبر لطیفیان
از بیم رقیب جست و جویت نکنم
وز طعن حسود گفت و گویت نکنم
لب بستم و از پای نشستم اما
این را نتوان که آرزویت نکنم
حسین کرمی
شهادت امام حسن عسکری پدر بزرگوار صاحب العصر والزمان ( عج ) را به پیشگاه آن حضرت و شما دوستان تسلیت عرض میکنم.
قلم ِ قلبِ من از غربتِ دیدار نوشت
بین ِ یک شهر ِ نظامی غم ِ دلدار نوشت
هر که نامش حسن است غربت او بسیار است
اینچنین شد قلم از غربت بسیار نوشت
آرزویِ سفر ِ حج به دلت باقی ماند
اینچنین نام ِ تورا کعبه یِ آزار نوشت
سالها بَهر ِ کسی از پسرت دم نزدی
قلم از اینهمه غُصه همه جا زار نوشت
عاقبت وعده ی دیدار سرانجام رسید
قاتلت را پسرت زهر ِ شرر بار نوشت
جگرت پاره شد و همسرت آواره نشد
خاطراتی قلم از یک زن و اغیار نوشت
همسر ِ شاهِ شهیدان که عروس زهراست
با دلِ خون ز غم خاریِ بازار نوشت...
از روضه های ماه صفر تا جدا شدی
با روضه های زهر کمی آشنا شدی
اینها برای کشتن تو نقشه می کشند
از لحظه ای که وارد این سامرا شدی
اهل مدینه ای چقَدَر راه آمدی
اما اسیر معتمد بی حیا شدی
کم حرص این جماعت گمراه را بخور
تو برکتی که شامل همسایه ها شدی
آقا عجیب لرزه به دستت فتاده است
حالا شبیه فاطمه مشگل گشا شدی
با تشنگی لحظه ی آخر بدون شک
با پای دل روانه ی کرببلا شدی
رفتی غروب روز دهم٬سال شصدویک
گریه کن تمامی آن صحنه ها شدی
گفتی منم شبیه خودت تشنه ام حسین
همسایه ی غریبی خون خدا شد...