" ای که از عاشق خود دیر خبر میپرسی
زود باشد که بپرسی و نیابی خبرش...
هلالی جغتایی
حال دلِ صدپاره که در نامه نوشتیم
در یار اثر کرده که ناخوانده، دریده است!
کلیم کاشانی
مرا باور نمیآمد ، که از بنده تو برگردی
همیگفتم اراجیفست و بهتان گفته ی اعدا
تویی جان من و بیجان ندانم زیست من باری
تویی چشم من و بیتو ندارم دیده بینا
مولانا
خانهام ابریست،
امّا در خیالِ روزهای روشنم!
نیما یوشیج
همین کسی که دل از او بریدهای،
میخواست
کسی شود که برای تو آرزو باشد...
علی مقیمی
.
مرا کسی که ز دل یک نفس نرفت، تویی
تو را کسی که نیامد دَمی به یاد، منم...
پاره شد سینه ام از درد، به من نخ بدهید ...!!
آتش افتاده به جان پسرم ، یخ بدهید
چو خاک اگرچه ندارد وجود من قدری
برای کوری دشمن نگاهدار مرا ...
سلیم تهرانی