شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،گفتند فراموشش کن آرامش می یابی
          
       آرامش یافتم اماکمی قبرم تنگ است...

،آن پرنده که در آسمان می بینی کبوتر نیست !


" دوستت دارم "های جَلد من است که دارد بال بال می زند...

،بی تو

این روزها

اتفاق های خوب هم

دست و پا شکسته می اُفتند...

،به دردت نمیخورم ...!؟

قبول...!

غمت را که میخورم.

،برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود

 

دستهای خویش و دامان توام آمد به یاد

،ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺯﯾﺮ ﭘﺎ ﻟﻪ ﺷﺪ، ﺩﻟﺖ ﺳﻨﮓ ﺍﺳﺖ ، ﺑﯿﺮﺣﻤﯽ

ﻓﻘﻂ ﮔــﺎﻫﯽ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻦ،ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ...! ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ 

،در مجلس تـرحیم اگر تار و دف آورد
یـا جای گلایل سر قبـرم علف آورد
مـنـعـش نـکـنـیـد !
ایـن جگر آزرده ی طناز
یـک عمر بـه این شیـوه دلم را بـه کـف آورد . . .

،به هیـچ صـراطی مستقیم نیسـت

      "دلـــی" که به نوازش 

سر انگشـتان "تـــو" عادت کرده…

،بین امدن " من " و " او "

فقط امدن " او " را تحویل میگیرد...!؟

عجیب رقیب سر سختیست این " بهار "

م.ت