شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،به خورشید التماس کردم

برای چند لحظه بایستد

حرفهای من و این سایه

                         هنوز تمام نشده

،باور کنید ما
انقدرها هم بدبخت نیستیم!
خیلی ها را می‌شناسم
که دنبال یک توپ می‌دوند
فقط برای اینکه
به آن لگد بزنند…

،چشمانی کو که تورا ببینم

دهانی که تو را بخوانم

گوشی که تو را بشنوم

بارانم 

می بارم 

کورمال، کورمال

در کنارت

،هر که مرا میبیند

عاشق تو می‌شود.

 

از چشم‌هایم؛

به خانه‌ی دلَم برو!

،هیـچ اتفاقی نیفتاد

وقتـی تــــــو رفتـی

 

تنــــها ... !

خیالت ، عذاب جهنمم شد و

خاطرت ،رویــای بهشتِ مـن

 

و مــــن ... 

روحی که سالها معلق است

در ...

دوزخ ِ دیــــــــــدارت...!!!

،بعد از تو ما
 
باز هم خندیدیم اما
 
یک پای خنده‌های‌مان همیشه می‌لنگید

،تو مُرده‌ای وُ من

نفس می‌کشم هنوز

و این تناقضِ بزرگ

- مرگ که جای خود -

خدا را هم گیج کرده است!