شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،مکالمه های کوتاه

کفاف گلایه  های بلند مرا نخواهد داد

تا کی  سلام کنیم

حال هم را بپرسیم

و به هم دروغ بگوییم که خوبیم

 

دروغهایمان از سیم های تلگراف و کوهها و دشت ها عبور کنند و صادقانه به هم برسند

ما فقط

دروغهایمان به هم می رسد

 

من خوب نیستم

اصلا

،دوست خوبی نیست


"دنیـــــــا "


نــاباب است ...

 

معتادت می کند به "هیــــچ"

گــرفتار که شدی ...

رهایت می کند در"مــرگ" ...!!!

،این خانه،

موریانه نداشت

یادِ تو

به جان‌ش انداخت!

،از دســتان ِتو

رهــا شد َم

افتـــاد َم در دســـتان ِ باد

و اینــگونه

سالهاست خانه به دوُشــم

ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻣﺜﻞ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽ ﺑﺮﻓﯽ..
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﮐﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ..

،مثل پاییزم!


می ریزد هر روز از من


با تو بودن هایم.

،نقش مهمی در این نمایش‌نامه ندارم:

قرار است

او

در یک کافه‌ی کوچک

آن‌طرف میز بنشیند

و من

این‌طرف میز

نباشم.