شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻣﺜﻞ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽ ﺑﺮﻓﯽ..
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﮐﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ..

،مثل پاییزم!


می ریزد هر روز از من


با تو بودن هایم.

،نقش مهمی در این نمایش‌نامه ندارم:

قرار است

او

در یک کافه‌ی کوچک

آن‌طرف میز بنشیند

و من

این‌طرف میز

نباشم.

،دستانِ من نمی‏توانند

نه؛ نمی‏توانند

هرگز این سیب را

عادلانه قسمت کنند!‏

تو

به سهم خود فکر می‏کنی

من

به سهم تو‏...

چَشم از مَن بر نـَدار

چو کودکی سر به هوا

به دنبال ِ مادر

هرکه را شبیه تو ببینم ،

دامنش میگیرم ...

م.ت

،باید می رفت

و رفت

مردی را می گویم

که هر نفس اش



نفس تنگ تر ام می کرد!

حالا باید دوباره به بزک دلداری بدهم

حتی اگر تا بهار

هزار بهار مانده باشد!

بزک،نمیر،بهار میاد....