شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،جهانی را به تسلیم وا داشته ای
با پیراهنی سفید
بی تابِ گریختن از دستِ بندِ رخت!

،فرقی نمی‌کند دلقک باشی

دیوانه، یا عاشق؛

مردم برای خندیدن

همیشه بهانه می‌خواهند!

،نامه‌ام باید کوتاه باشد 

ساده باشد

بی حرفی از ابهام و آینه

از نو برایت می‌نویسم

حال همه‌ی ما خوب است

اما تو باور نکن!

،سلاخی زار می گریست

به قناری کوچکی دل باخته بود...

،باران؛کاش تو یارم بودیبا توهوایم همیشه بهاری‌ست...

،نشسته عکس گرفتی ای و


 نشسته ای بر دل


تو اگر به پا بخیزی ؟!

  

چه ها کنی  بر دل ...


مهرداد تکلو


،ماههاست فراموشش کرده ام ؛
خاطراتش را هم … !
ولی نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش
ذوق میکنند !