،وقتی میرویدر را پشتِ سرت ببند!این خانهمیهمانْخانه نمیشود دیگر.
،تمامِ شهر تو را میخوانندتنها،منَم که تو را مینویسم.
،جهانی را به تسلیم وا داشته ایبا پیراهنی سفیدبی تابِ گریختن از دستِ بندِ رخت!
،فرقی نمیکند دلقک باشی
دیوانه، یا عاشق؛
مردم برای خندیدن
همیشه بهانه میخواهند!