شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،من انتظار تو را می کِشم
تو مرا از انتظارت می کُشی...
لعنت به هرچه فتحه و ضمه و کسره

،اولین روز بارانی را به خاطر داری؟


غافلگیر شدیم

چتر نداشتیم

خندیدیم

دویدیم

و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم.

،

،دومین روز بارانی چطور؟


پیش‌بینی‌اش را کرده بودی

چتر آورده بودی

من غافلگیر شدم

سعی می‌کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود

،

،سومین روز چطور؟


گفتی سرت درد میکند

حوصله نداشتی سرما بخوری

چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی

و شانه راست من کاملا خیس شد

،

،وچند روز پیش را چطور؟


به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی

و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود

دو قدم از هم دورتر برویم

،

فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم.


تنها برو!

،روزهای بارانی بعد از تو اینگونه میگذرند....

من تنها ....

چتر تنها....

باران تنها .....

ومن در هرسکوت دوباره ی باران میمیرم زنده میشوم

میمیرم و......

روزهای بارانی بعد از تو من با چتری بسته ....

روی پوشش سرد سیمان جاده قدم خواهم زد ....

روزهای بارانی بعد از تو حتما تنهاتر میشوم....

حتی شاید روزی از این چتر...از این خیابان.....از این باران ....

متنفر شوم...

روزهای بارانی بعد از تو....

باران تنها میشود....

چتر تنهاتر....

و من تنهاترینم.....

روزهای بارانی بعد از تو......

،حتی در فصل بهار

دوری ات زمستان دیگریست بانو...

اگر میشود کمتر از من دوری کن