شاه بیت های ناب
صبوری می کنمتا شاید روزیبرگردانی روی ات راو همه ی دنیای مرا ببینی که در نگاه تو خلاصه شد و هر بار
ترس نبودنت
با ندیدنت یکی شد
در بارانی بهاری
...
صبوری ات را می کنم
تا بوی تو
به مرز چنونم بیاید
شاید
مثل آخر زمستان
آب شود
یخ حسرت و آدم های برفیِ خانه
...
بیا با هم یک تصویر زیبای دیگر از عشق بکشیم ،تصویری مثل آن نقاشی دیروزتا به یادگار بماندو این یادگاری مثل یک خاطره بماند ، تا ما نیز مثل خاطره ها باشیم ، نه خاطره ای از گذشته ، خاطره هایی شیرین از هر روز زندگی مان که همیشه تا ابد در قلبمان به یادگار بماند....!
اه.... ای فرشته ی زیبای من..تو که میدانی عاشق ترین قلب دنیا
در سینه کدام ادم می تپد؟!
نگران هیچ چیز نباش..
<< سرنوشت حریف عشق نیست >>..
اخر چه کسی این افسانه را باور میکند !..
که فقط با یک بوسه ی ساده..
تو زمینی شده ای
ومن...
بال دراورده ام ..؟!
ساز قدیمی روی طاقچه ام ! اهنگ دوست داشتنت را..هر روز با خودم تمرین میکنم..
مبادا روزی که برسی..
و..
کوک نباشم ...!
زمین را عاشقت کردی، هوا را عاشقت کردیو هر چه بود بین این دو تا را عاشقت کردیگِلت وقتی که حاضر شد خدا لبخند زد، یعنیز بس زیبا شدی حتی خدا را عاشقت کردیبه خود می بالم از عشقت ولی همواره می پرسم:چه در ما یافتی آیا که ما را عاشقت کردی؟!
نه تنها من، نه تنها او، نه تنها شاعران، حتی
غزل را، بیت ها را، واژه ها را عاشقت کردی
سپس عشق تو از واژه به قلب ساز ناخن زد
و بعد از آن دور می فا س لا را عاشقت کردی
به وقت خواندنت بی اختیار از بغض لبریزم
تو حتی بغض را، حتی صدا را عاشقت کردی
انقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز ، ." دلم " .. بند کفشهایش را نبسته بود !..
با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم:
که مبادا پیش از من " ناز نگاهت " خریدار پیدا کند
اخر شنیدم که کسی میگفت:
شقایقها هم عاشق میشوند....!!!
من به شوق لمس سر انگشتان توعاشق تمام شکوفه های بهار شده امآیین جدیدی ست دوست داشتن توبهار را از دستان خدا ربوده ام !
وقتی می گویم دوستت دارم،به دستانم نگاه نکن!اینکه می گویند...قلب هر انسانی به اندازۀ مشت خودش است،حقیقت ندارد!لااقل وقتی پای عشق در میان باشد،محبت توی یک مشت جا نمی شود
همیشه لازم نیست چهره ای زیبا داشته باشییا صدایی دلنشینهمین که قلبت زیبا باشدقلبت زیبا ببیند، کافیستداشتن قلبی زیبا تا اندازه ای خاص هستکه بتوانی خیلی ها را مجذوب خود کنی