شاه بیت های ناب
ای کاش که من پیر شوم در بغلتبا دست تو زنجیر شوم در بغلتپرواز پر از حس رهایی ست ولیای کاش زمین گیر شوم در بغلت
محبت، شعــاعِ درخشـــانی است کــه ، پیوسته قلب ها رابه هم گــِــره میزند.بــرای محبت هایی که عـــمیقند، ندیدن و نبودن هــــرگـــز به معـــنای از یاد بردن نیست ..!
قلب کال مـن در فصل دست های تــو می رسـدفصـلی برای تمـــــام رؤیــاهادستــی برای تمـــام فصل ها . .
ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ..ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭﺩ ﺩﻭﺭﯼ ﮐﺸﯿﺪﻏﻢ ﯾﺎﺭ ﺧﻮﺭﺩ !ﺗﺮﺱ ﺭﻗﯿﺐ ﺩﺍﺷﺖﻭ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻟﻪ ﺷﺪﺧﻮﺷﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖﺍﻣﺎ ﻣﺴﺖ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ
مثل دید و بازدید عیدبا در بسته قلبت روبرو شدمطبق رسم قدیمی نوشتم
آمدم ، نبودی
رفتم که شاید بیایی . . .
پزشکان سال هاست که اشتباه می کنندنزدیک ترین عضو انسان به قلبش ، کمر اوستهربار که قلب کمی می رنجد کمر از ده جا می شکند . . .
بگذاار بسوزیم....ما که" دادمان "به آسمان نرسید شاید" دودمان"برسد
شیرینی روزگارم را باتوتقسیم میکنموتوتلخی روزگارت را بامن تقسیم کنتمام زندگیم باهمین شیرینیها و تلخیها معنی میگیرد
خوب منهمین که میدانم هستی خوب است همین که میدانم درتپشهای قلبت یادی ازمن هست خوب استهمین که میدانم درراستای نگاهت مرا جستجومیکنی خوب استهمین که میدانم درکنج ذهنت هرروزمرابه دوردستهای خوشبختی میبری خوب استهمین که میدانم گاهی نامم را به زبان می آوری خوب استخوشبختی همین است دیگر