شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

ای کاش که من پیر شوم در بغلت
با دست تو زنجیر شوم در بغلت
پرواز پر از حس رهایی ست ولی
ای کاش زمین گیر شوم در بغلت

محبت، شعــاعِ درخشـــانی است کــه ، پیوسته قلب ها رابه هم گــِــره میزند.

بــرای محبت هایی که عـــمیقند، ندیدن و نبودن هــــرگـــز به معـــنای از یاد بردن نیست ..!

قلب کال مـن 

در فصل دست های تــو می رسـد

فصـلی برای تمـــــام رؤیــاها

دستــی برای تمـــام فصل ها . .

ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ..
ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭﺩ ﺩﻭﺭﯼ ﮐﺸﯿﺪ
ﻏﻢ ﯾﺎﺭ ﺧﻮﺭﺩ !
ﺗﺮﺱ ﺭﻗﯿﺐ ﺩﺍﺷﺖ
ﻭ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻟﻪ ﺷﺪ
ﺧﻮﺷﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﻣﺴﺖ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ

مثل دید و بازدید عید

با در بسته قلبت روبرو شدم

طبق رسم قدیمی نوشتم

آمدم ، نبودی

رفتم که شاید بیایی . . .

پزشکان سال هاست که اشتباه می کنند

نزدیک ترین عضو انسان به قلبش ، کمر اوست

هربار که قلب کمی می رنجد کمر از ده جا می شکند . . .

بگذاار بسوزیم....
ما که
" دادمان "

به آسمان نرسید شاید
" دودمان"
برسد

شیرینی روزگارم را باتوتقسیم میکنم
وتو
تلخی روزگارت را بامن تقسیم کن
تمام زندگیم 
باهمین شیرینیها و تلخیها معنی میگیرد

خوب من
همین که میدانم هستی خوب است 
همین که میدانم درتپشهای قلبت یادی ازمن هست خوب است
همین که میدانم درراستای نگاهت مرا جستجومیکنی خوب است
همین که میدانم درکنج ذهنت هرروزمرابه دوردستهای خوشبختی میبری خوب است
همین که میدانم گاهی نامم را به زبان می آوری خوب است
خوشبختی همین است دیگر