شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

شعر کوتاه

،بخاطر مسائل مذهبی از هم جدا شدیم....!!؟



او فکر میکرد " خداست " من قبول نداشتم....


مهرداد تکلو

زور که نیست...

تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست

یا نگاهم بکند چشم تو ، مجبور که نیست

شده یک روز بیایی به دلم سر بزنی ؟؟

با توام ...! خانه ی تنهایی من دور که نیست 

آنکه با دسته گلی حرف دلش را میزد

پردرد است، ولی مثل تو مغرور که نیست

نازنین ! عشق که نه، اخم شما قسمت ماست

عاشقی های تو با این دل رنجور که نیست

تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی

تو نگو نه ٬ دل دیوانه ی من کور که نیست !!

خواستم دل بکنم از تو ولی حیف نشد

لعنتی غیر تو با هیچ کسی جور که نیست

مشکل اینجاست نگفتی تو به من ٬ می دانم

تو نمی خواهی عزیزت بشوم ... زور که نیست!

مهرداد تکلو

ساعتم تنظیم میگردد به وقت کربلا 


هم قدیما هم جدیدا دوستت دارم حسین (ع)


مهرداد تکلو 

شعر کوتاه

،وقتی شنیدم تو در میان جمعیتی

به هرکس که رسیدم


سلام کردم

شعر خوانی

،شعر خواندم که تو را از سر خود اندازم

تو خودت شعر شدی در سر من افتادی


،بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی که برای تو کم است

همه ی ایل و تبارم به فدای تو حسن(ع)

م.ت

،نوشته هایم مخاطبِ خاص ندارد


ولی "تو" جان عزیزت به خودت بگیر



م.ت