یاد میکردم دلِ گمگشته را، دلبر رسید
عشق را نازم که بِه میخواستم، بهتر رسید...
بی خبر بلگرامی
مردی که کَنده بود در قلعه را ز جا ...!!
وا میکند پس از تو ، در خانه را به زور ...
حسین زحمتکش
ماییم و خوابهای پریشان تمامِ شب
خوشوقت آن که با چو تویی همنشین بُوَد
امیرخسرو دهلوی