شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

خواجوی کرمانی

هر چند دورم از رخ او همچو چشمِ بد


پیوسته حِرز بازوی جانم دعای اوست


خواجوی کرمانی

بیدل دهلوی

عمری‌ست دل به غفلت خود گریه می‌کند

این نامهٔ سیه چقدر ابر رحمت است ...


بیدل دهلوی

حسین کرمی

خدا گواست که هرگز بدش نخواسته ام 

کس که خواست بَدم را به  خلوت و انظار 


حسین کرمی

صائب تبریزی

از تنگی دل است که کم گریه می‌کنم

مینای غنچه زود نریزد گلاب را ...


صائب تبریزی

صائب تبریزی

یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود


شبِ من موی تو و روزِ خوشم روی تو بود


صائب تبریزی

محمد قهرمان

چه غم زِ باد سحر شمعِ شعله‌‌ور شده را


که مرگ راحتِ جان است جان‌ به ‌سر شده را


محمد قهرمان

ژولیده

دلی که نیست در او مهرفاطمه سنگ است

چرا ؟ که نور وی ونور حق هماهنگ است


اگر قدم نگذارد به عرصه ی محشر

کمیت جمله شفاعت کنندگان لنگ است


ژولیده

ولادت حضرت زهرا (س)

شعله خوب است به پرم بزند

لحظه سوختن سرم بزند


مادرت را بگو در این شبها

یک سری هم به مادرم بزند


ولادت حضرت زهرا (س)  بر همگان مبارک 

احمد شیروانی

ماندم به پای عهد و وفایی که سال‌هاست

زندانی خود است، رهایی که سال‌هاست


می‌بینم آنچه را که نمی‌بینم و هنوز-

هم گوش می‌دهم به صدایی که سال‌هاست


با طعنه گفت آینه: خود را نشان بده!

رفتم به عمق خاطره‌هایی که سال‌هاست


"حیف از طلا که خرج مُطَلّا کند کسی"

هِی مبتلا شدم به بلایی که سال‌هاست


بغضم رها نمی‌شود از گریه‌ی مدام

آه از کلید عقده‌گشایی که سال‌هاست


چشم‌انتظار آمدنت مانده‌ام هنوز

آی ای عزیزِ رفته! کجایی؟ که سال‌هاست...


احمد شیروانی