-
شعرکوتاه
دوشنبه 11 اسفند 1393 22:34
،ﺍﺯ ﻋﮑﺲ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻐﺾ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﮕﻮﯾﻢ .... ﺩﺭﺩﺍ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺷﺐ ﻫﺎ ... ﮐﻪ ﭼﻪ ﺷﺐ ﻫﺎ... ﮐﻪ ﭼﻪ ﺷﺐ ﻫﺎ... ﺣﺎﻣﺪ ﻋﺴﮕﺮﯼ
-
شعرکوتاه
دوشنبه 11 اسفند 1393 22:25
،ﺷﻨﯿﺪﻡت ﮐﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺿﻌﯿﻔﺎﻥ ﺗَﺒﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻋﯿﺎﺩﺕ
-
شعر کوتاه
یکشنبه 10 اسفند 1393 13:32
،همه از چشم تو گفتند و هنرمند شدند وای از آن روز که چشمت هنرستان بشود
-
شعر کوتاه
یکشنبه 10 اسفند 1393 01:08
،ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻨﺞ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﺎ ﺁﺩﻡ ﮔﺎﻫﯽ ﺁﻧﺠﺎ ﺟﺎﻥ ﺑﺪﻫﺪ ﻣﺜﻼ ﺁﻏـــﻮﺵ ﺗـــﻮ ﺟﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ..!
-
شعرکوتاه
شنبه 9 اسفند 1393 23:25
،من تمام نشانه های حیات را دارم! اما قلبــم… مثل حوض کوچکی که ماهی اش را گربه برده است ایستــــاده!
-
شعر کوتاه
شنبه 9 اسفند 1393 00:26
،مـریـضـم .. چشـم هـایـم درد مـی کنـد .. تـب دارم .. ایـن همـه صـغـری کبـری چیـدن نمـی خـواهـد ! تـو نیستـی .. دارم مـی میـرم ..
-
غزل
جمعه 8 اسفند 1393 22:24
،نه نگاهی، نه سلامی، نه کمی گپ زدنی گرچه من رودم و تو لایق دریا شدنی ،برق چشم تو به هر بت بخورد می شکند چه کسی دیده بتی با هنر بت شکنی ادبیات جهان محو جمالت شده، چون... تو کلاسیکِ زن هستی و مدرنیته تنی با چنین وصف کجا می شود از عشق گذشت؟ ای تن تُردِ تو چینی و لبانت وطنی "قل هو الله و احد" غیر خدا نیست ولی می...
-
غزل
جمعه 8 اسفند 1393 16:58
اصلاً قبول حرف شما، من روانیام من رعد و برق و زلزلهام؛ ناگهانیام این بیتهای تلخِ نفسگیرِ شعلهخیز داغ شماست خیمه زده بر جوانیام رودم؛ اگر چه بیتو به دریا نمیرسم کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانیام من کز شکوه روسریات کم نمیکنم من، این من غبار؛ چرا میتکانیام؟ ،بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز این سر که سرشکسته...
-
غزل
جمعه 8 اسفند 1393 16:25
،نهنگ عاشقم را دام چشمانت به تور انداخت گرفت از قعر اقیانوس و در تنگ بلور انداخت به دور از بی کران موج هایت مرده ام اما نگاهی می توان گه گاه بر اهل قبور انداخت ،شبیه میوه ای نارس، تحمل کردنم سخت است من آن سیبم که باید گازی از آن کند و دور انداخت هوای فتح در سر داشتم دردا که تقدیرم سر و کار مرا با قله ای صعب العبور...
-
غزل
جمعه 8 اسفند 1393 15:44
،زمین را عاشقت کردی، هوا را عاشقت کردی و هر چه بود بین این دو تا را عاشقت کردی گِلت وقتی که حاضر شد خدا لبخند زد، یعنی ز بس زیبا شدی حتی خدا را عاشقت کردی به خود می بالم از عشقت ولی همواره می پرسم: چه در ما یافتی آیا که ما را عاشقت کردی؟! نه تنها من، نه تنها او، نه تنها شاعران، حتی غزل را، بیت ها را، واژه ها را عاشقت...