-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 17:15
،من عجب هایم را گذاشته ام برای بعد تا پیرزن معروف آن فیلم سوزنش را بالاخره نخ کند و من ببینم که سرانجام چه باید کرد.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 17:14
،وقتی در دل آپارتمان باغچه نباشد جوجه ها در فر و فریزر می چرخند!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 17:13
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 17:12
،این طور نگاهم نکن روزی روزگاری دست داشتم پا داشتم گمشان کردم در دوست داشتنت
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 17:10
،پسرم می پرسد : چرا باید ریاضی بخوانم ؟ دلم می خواهد بگویم لازم نیست بی خواندن هم خواهی دانست دو تکه نان بیش از یک تکه است....
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 17:09
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 17:09
،چه ابتدای سطر چه انتهای آن؛ دلتنگ نقطه چین توام... باران!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 17:08
،چمدان دست تو و ترس به چشمان من است این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 17:08
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 17:04
،هر پسربچه که راهش به خیابان تو خورد یک شبه مرد شد و یکه به میدان زد و مُرد من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم و از آن روز که در بندِ توام آزادم