-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:56
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:55
،احساس درختی را دارم که در مسیر کارخانه ی چوب بری قرار گرفته است...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:54
،تو هم دست کمی از او نباید داشته باشی یک دنده و لجباز مثل بطری ِ نامه بر ِ دریا تا سرت به سنگ نخورد نم پس نمی دهی !
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:52
،دیگر به هوای نازت ... هیچ مردی سر به بیابان نمیگذارد ... ساده ای لیلی جان... اینجا مردها با یک کلیک روزی هزار بار عاشق می شوند
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:51
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:50
،این روزها بر روی جانم ماتیک میکشم ... اخر جانم به لبم رسیده!! مهرداد تکلو
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:47
،من با تو چقدر ساده رفتم بر باد تو نام مرا چه زود بردی از یاد من حبهی قند کوچکی بودم که از دست تو در پیالهی چای افتاد
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:47
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:46
،دارم فدایت میشوم دکترها نمیگذارند ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:44