-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:51
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:50
،این روزها بر روی جانم ماتیک میکشم ... اخر جانم به لبم رسیده!! مهرداد تکلو
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:47
،من با تو چقدر ساده رفتم بر باد تو نام مرا چه زود بردی از یاد من حبهی قند کوچکی بودم که از دست تو در پیالهی چای افتاد
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:47
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:46
،دارم فدایت میشوم دکترها نمیگذارند ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:44
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:43
،این همه سوزن کجا میفرستی؟ تکهتکههای زمین را که به هم بدوزی باز ما خوشبخت نخواهیم بود باران ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:42
،غمگینم تو را در آغوش میگیرم اما شبیه تراشی که مدادش را تمام خواهد کرد ،
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:42
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:39
،تلاش بیهوده نکن ! چنان مردهای در من که مسیح هم اگر عبور کند از تو بیدار نخواهی شد