-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 16:54
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 16:53
،من تنها مادری نگرانم، مادری نگران برای دخترم که همین روزها کفشش انگشت هایش را خواهد زد و همین روزها مدادهای رنگی همکلاسی اش از مدادهای او بلندتر خواهد شد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 16:52
،کافیست ترا به نام بخوانم تا ببینی لکنت عاشقانه ترینِ لهجه هاست و چگونه لرزش لب های من دنیا را به حاشیه می برد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 16:50
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 16:49
،این قلب من دارد زوزه می کشد مثل سگ هار و آفتاب کهنه ای که تو نقاشی کردی روی بوم دیگر آفتابه ای شده در دستهای روزگار
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 16:47
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 16:47
،در چشم هایت جنگجویی مغول کمین کرده جرات نمی کنم دوستت نداشته باشم!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 16:46
،آخرین ها، همیشه آدم را به فنا می دهند! پُک آخر... پیک آخر... و دیدار آخر
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 16:44
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 16:44
،من از عطرِ آهستهی هوا میفهمم تو باید تازهگیها از اینجا گذشته باشی.