-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 15:39
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 15:36
،باتو قدم زدن را دوست دارم .. به جای خانه برایت جاده خواهم ساخت ..
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 15:32
،فرقی ندارد ! شرق یـــــا غرب شمـال یــا جنوب من، تو را به هر جهت دوست دارم هنوز ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 15:30
،تو آمدی ... به نام عشق یکی نبود ِ قصّه ام شدی و بعد از آن کلاغ آرزوی من در هیچ قصّه ای به خانه اش نمی رسد ..
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 15:23
،گفته بودی : که چرا محو تماشای منی ؟ آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی ..
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 15:02
کوچه های بن بست همان خیابان های غمگینی هستند که از رسیدن به تو نا امید شده اند
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:58
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:57
،عزیزکم من که نمرده ام سفره دلت را باز کن قول میدهم اگر برای آوردن خنده روی لبهایت کاری از دستم برنیامد چهار زانو بنشینم و تا آخرین لقمه غمهایت را نوش جان کنم چند نخ سیگار هم رویش
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:55
، می گـوینـد هــر کـس نیمـه ی گمشـده ای دارد تـــــو امـا تمــــام گمشــده ی منــی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:54
بعد از سلام عرض شود خدمت شما ما نیز آدمیم بلانسبت شما! بانوی من! زیاد مزاحم نمی شوم یک عمر داده است دلم زحمت شما باور کنید باز همین چند لحظه پیش با عشق باز بود سر صحبت شما اما هنوز هم که هنوز است به دلم سر میزند زنی به قد و قامت شما انگار سالهاست که کوچیده ای و ما بر دوش می کشیم غم غربت شما ما درد خویش را به خدا هم...