-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:51
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:50
،نه آمدن این شکوفه هاى بادام و نه عطر تازه هوا ، پرستو ها هم بى خود شلوغش کرده اند ... ، بهار فقط بوى تن توست ..!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 00:10
دوست داشتنت را بغل گرفتمُ دویدم... کاشکی..آدم ها با دور شدنشان دوست داشتن شان را هم می بردند
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 17:46
،پنهان می کنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها مثل کودکی که شبها ترسهایش را زیر پتو خواب می کند!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 17:43
،فرقی نمی کند پنجه ی طلایی آفتاب باشد یا انگشتهای خیس باران این پنجره دیگر جواب سلام آسمان را نخواهد داد وقتی قرار نیست تو از این کوچه بگذری!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 17:41
،تنها یک روسری جا گذاشته ای ببین چگونه خاطراتت در سرم کردی می رقصند!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 17:39
،از آخرین سکانس زمستان تنها کرختی انگشتهایت را به خاطر داری و من جای پاهای روی برف را! بیا دور از هم اعتراف کنیم: تو عاشق نبودی! و من صرفا یک شاعر بودم!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 17:37
،زبانم را غلاف کرده ام چشمهایم را درویش! زیبایی تو خلاف قانون عشق دیوانه ای را عاقل کرده است!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 17:35
،نخواه فراموشت کنم! آخر کدام درخت در کدام اردیبهشت خانه تکانی کرده است؟ دیوانه من تازه عاشقت شده ام!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 17:32
،ندیدنت درد است دیدنت داغ! حال اینروزهای مرا آدم برفی اسفند می فهمد که عاشق بهار شده است!