-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:58
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:57
،عزیزکم من که نمرده ام سفره دلت را باز کن قول میدهم اگر برای آوردن خنده روی لبهایت کاری از دستم برنیامد چهار زانو بنشینم و تا آخرین لقمه غمهایت را نوش جان کنم چند نخ سیگار هم رویش
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:55
، می گـوینـد هــر کـس نیمـه ی گمشـده ای دارد تـــــو امـا تمــــام گمشــده ی منــی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:54
بعد از سلام عرض شود خدمت شما ما نیز آدمیم بلانسبت شما! بانوی من! زیاد مزاحم نمی شوم یک عمر داده است دلم زحمت شما باور کنید باز همین چند لحظه پیش با عشق باز بود سر صحبت شما اما هنوز هم که هنوز است به دلم سر میزند زنی به قد و قامت شما انگار سالهاست که کوچیده ای و ما بر دوش می کشیم غم غربت شما ما درد خویش را به خدا هم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:51
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:50
،نه آمدن این شکوفه هاى بادام و نه عطر تازه هوا ، پرستو ها هم بى خود شلوغش کرده اند ... ، بهار فقط بوى تن توست ..!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 00:10
دوست داشتنت را بغل گرفتمُ دویدم... کاشکی..آدم ها با دور شدنشان دوست داشتن شان را هم می بردند
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 17:46
،پنهان می کنم جای خالی ات را در پستوی این عاشقانه ها مثل کودکی که شبها ترسهایش را زیر پتو خواب می کند!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 17:43
،فرقی نمی کند پنجه ی طلایی آفتاب باشد یا انگشتهای خیس باران این پنجره دیگر جواب سلام آسمان را نخواهد داد وقتی قرار نیست تو از این کوچه بگذری!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 17:41
،تنها یک روسری جا گذاشته ای ببین چگونه خاطراتت در سرم کردی می رقصند!