زندگی منهای تو، آنقدرها هم بد نبود
سالها آرامشِ همراه با غم بد نبود
با بهاری که تو آوردی، زمستان بهتر است!
من بهشتت را نمیخواهم، جهنم بد نبود
چشمهایم حال دیگر داشت، اما خوب بود
پشت شیشه، بارش بارانِ نمنم بد نبود
گاه در یاد تو بودم، گاه شعری میرسید
بیتو کجدار و مریز این زخم و مرهم بد نبود
دوستم داری ولی من دوستت دارم ولی
این جدایی خوب بود، این دوری از هم بد نبود
آمدی یکبار دیگر روزگارم تازه شد
حال من را خوب کردی، گرچه حالم بد نبود...
علی ثابتقدم
گاهی از رویای تو میگذرم
گیرم که نمیبینی
و گاه از خوابهای من
تو میگذری
افسوس که نمیبینم...
بیژن نجدی
ارسالی از اقای مهدی شریفی ،
تقدیم به : ز.الف
من به اندازه یک ابر دلم میگیرد ....
سهراب سپهری
...............
چه خوابی دیده ای بانو برایم من نمیدانم
ولی با یاد تو خوابی بر این چشمم نمی آید
محسن صحت
از همان مهر و وفایی که دگر نیست ترا
آنقَدَر درد کشیدم که ز هم پاشیدم
کاش میشد که بمیرم و نیاید یادم
چه خطاها ز تو و چشم سیاهت دیدم
تک و تنها شدم و شاد به من خندیدی
رفته ای با دگران زار شدم خندیدم
رفتی وپشت سرت آب زدم برگردی
رفتی وپشت سرت ابر شدم باریدم
تا نسوزد دل تو لحظه ی باریدن اشک
ساده بودم ز نگاه تو رخم دزدیم
درد من خواستی و منتظر مرگ منی
مردم آندم که ترا با دگری من دیدم
برو ای لیلی افسانه ی من خوش باشی
که تو و مهر تو را بر دگران بخشیدم
داریوش جعفری