صلیاللهعلیکیااباعبدالله
خیال جلوهاش از خوابِ مخمل بُرده راحت را
به چشم باز میخوابند مشتاقان حیرانش
محمد سهرابی
وقتی که باشی، دوست دارم رنجها را هم
رنج تو میریزد به پایم گنجها را هم
آنقدر دنیا را گرفتار تبات کردی
در اشتباه انداختی تبسنجها را هم!
تغییر را هرجا که باشی میتوان حس کرد
با خنده شیرین میکنی نارنجها را هم
من مُهرهی مار تو را دیدم که هم کیشم
ماتِ شکوهات کردهای شطرنجها را هم
در منطقِ محضِ عددها دستِ دل بردی!
وارونه کردی با محبّت، پنجها را هم
بی قید و بندِ قافیه، بگذار بنویسم:
از زندگی چیزی به غیر از تو نمیخواهم...
امید صباغ نو
آه از این دنیا که لبریز از شکایتهای ماست...
● #حسین_دهلوی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄
دلم خوش است که دیدم به خواب گاهبهگاهت
○ #شهریار
┄┄┄┄┄┄┄┄┄
بالی که سر وقت نشد باز، وبال است...
● #محمد_سهرابی
هنوز بعد تو سرگرمِ خاطرات توام
تو ای ستاره! چه دنبالهدار میگذری...
● #احسان_اکابری
┄┄┄┄┄┄┄┄┄
هیچکس را جز حیا در جلوهگاهش بار نیست
چشم میگردد عرق تا من نگاهی میکنم...
○ #بیدل_دهلوی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄
یادی ز ما نمیکند آن آشنای ما
از ما دلش پر است که خالیست جای ما...
● #عاشق_هندوستانی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄
زخمها خیرهتر از چشم تو را میجستند
تو نبودی که به حرفی بزنی مرهمشان...
○ #محمدعلی_بهمنی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄
عضو عضوم به تماشای تو حیرتزده است
گر به معنی نگری، انجمنِ تصویرم...
● #میرزا_احسن_ایجاد
با این شبِ مکدّر و خاموش دَم نزن
خواب سیاه عقربهها را بههم نزن
از این منِ رهاشده در شب، غزل مخواه
با من -منِ شکستهدل از عشق- دم نزن
وقتی به آسمانِ نگاهت نمیرسم
دیگر -عزیز!- طعنه به بال و پرم نزن
حق دارد آفتاب نتابد بر این غبار
از من چه مانده؟ زخمه به سازِ عدم نزن
دارم تمام میشوم انگار در خودم
بیهودهاست؛ در منِ ویران قدم نزن...
حسین کرمی