شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

آزادی

‌شبیه شهر پس از جنگ، خالی و بی‌ ابر 

نشسته‌ایم برای ادامه دادنِ صبر...


سید مهدی موسوی

#اوین 



غیر آن چشم‌های بی کم‌ و‌ کاست 

همه چیزِ جهان زیادی بود 

آن که هرگز نبود من بودم 

آنچه اصلاً نبود شادی بود 

آزادی، یک اسم خسته بر دیوار 

توی سلول انفرادی بود


سید مهدی موسوی


شهریار

ندارِ عشقم و با دل سرقمارم نیست

که تاب و طاقتِ آن مستی و خمارم نیست


دگر قمارِ محبت نمی‌برد دلِ من

که دستِ بُردی از این بختِ بدبیارم نیست 


من اختیار نکردم پس از تو یارِ دگر

به غیر گریه که آن‌ هم به اختیارم نیست


به رهگذار تو چشم‌انتظارِ خاکم و بس

که جز مزارِ تو چشمی در انتظارم نیست


تو می‌رسی به عزیزان سلام من برسان

که من هنوز بدان رهگذر گذارم نیست


چه عالَمی که دلی هست و دلنوازی نه؟

چه زندگی که غمم هست و غمگسارم نیست؟ 


به لاله‌های چمن چشم‌بسته می‌گذرم

که تابِ دیدنِ دل‌های داغدارم نیست



شهریار

سید مهدی موسوی

‌خنده‌ام مثل همه چیزم و دنیا الکی است 

اوّل و آخر این قصۀ پُر غصّه یکی است


سید مهدی موسوی

رویا باقری

حق است اگر مرگ من و عالم و آدم

بگذار که یک‌ بار بمیریم نه صد بار


رویا باقری

بابا طاهر

حال روز اینروزهای ما


درین ویرانه دل جز خون ندیدم

نه دل ، گویی که دشت کربلا بی


باباطاهر

بیدل دهلوی

بهار آبرویم صد خزان خجلت به بر دارد

شکفتن در مزاجم نیست رنگ زرد را مانم


بیدل دهلوی

حافظ

مرا امیدِ وصالِ تو زنده می‌دارد

وگرنه هر دَمَم از هجرِ توست بیمِ هلاک


حافظ

حسین جنتی


پشت چنگیز و سکندر همه خواندم به کتاب


کس نگفته است هنوز از چه نژادید شما ...


حسین جنتی


( حسین جان فهمیدی مدیونی به ما نگی، سوال ۸۰ میلیون هست )