شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

سجاد سامانی


تو هم تحمل اشک مرا نخواهى داشت

مخواه گریه کنم، بغض ابر سنگین است


وداع کردى و گفتى که بازمیگردى

چقدر لحن تو وقت دروغ، شیرین است 


سجاد سامانی

ابوسعید ابوالخیر


ای در دل من اصل تمنّا همه تو

وی در سر من مایهٔ سودا همه تو


هرچند به روزگار در می‌نگرم

امروز همه تویی و فردا همه تو


 ابوسعید ابوالخیر


اقبال لاهوری



ای که نزدیک‌تر از جانی و پنهان ز نگه

هجر تو خوش‌ترم آید ز وصال دگران


اقبال لاهوری

شهریار

یه خواهش شاعرانه  زیبا از شهریار 

در مورد معشوق دوری گزین


"تنگ مپسند دلی را که در او جا داری "

اخوان ثالث

،

خواهم به خلوت کده ای 


از همه دور ...


من باشم و من باشم و من باشم و من ... !


اخوان ثالث

بیدل دهلوی

چشم بر احسانِ گردون دوختن دیوانگی است

دانه‌ها هشیار باشید آسیا دلّاک نیست!


 بیدل دهلوی

مهدی فرجی


نه سراغی، نه سلامی... خبری می‌خواهم 

قدر یک قاصدک از تو اثری می‌خواهم 


خواب و بیدار، شب و روز به دنبال من است؛ 

جز مگر یاد تو یار سفری می‌خواهم؟ 


در خودم هر چه فرو رفتم و ماندم کافی است 

رو به بیرون زدن از خویش، دری می‌خواهم 


بعد عمری که قفس وا شد و آزاد شدم 

تازه برگشتم و دیدم که پَری می‌خواهم 


سَر به راهم تو مرا سَر به هوا می‌خواهی 

پس نه راهی، نه هوایی، نه سَری می‌خواهم 


چشمِ در شوق تو بیدارتری می‌طلبم 

دلِ در دام تو افتاده‌تری می‌خواهم 


در زمین ریشه گرفتم که سرافراز شَوَم 

بی تو خشکیدم و لطف تبری می‌خواهم



مهدی فرجی

یاسر قنبرلو

دورۀ اعتقادسازی‌هاست

کافر مطلقم خدا را شکر!

روزگار زرنگ بازی‌هاست

من هنوز احمقم! خدا را شکر!


یاسر قنبرلو

دیوارهای خستۀ زندان، تصویر راه‌راه من این است 

رویای سبز پیش تو بودن، تنها پناهگاه من این است 


از باغ در غروب نوشتم، از خشم دارکوب نوشتم 

از روزهای خوب نوشتم، باور بکن گناه من این است 


با هم، کنار هم، بغل هم یک چشم‌بند مشکی محکم 

رویای ناتمام تو آن بود، آیندۀ سیاه من این است 


می‌خواست که بیاورم ایمان به عکس توی ماه! ندیدم 

بر روی دستمال کشیدم عکس تو را... که ماه من این است! 


یک عمر عاشقانه سرودن، از دردها ترانه سرودن 

گفتند اشتباه تو این بود، دیدم که اشتباه من این است 


یا بغض در کنار خیابان، یا گریه و فرار از ایران 

یا خودکشیِ داخل زندان، پایان دادگاه من این است 


مَردی که حبس زیرزمین شد، مردی که بی تو خانه‌نشین شد 

از خنده‌های دیو نترسید، با گریه گفت: راه من این است...