نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که میبینم
کسی انگار میخواهد ز من، تا با تو بنشینم
تن یخ کرده، آتش را که میبیند چه میخواهد؟
همانی را که میخواهم، تو را وقتی که میبینم
تو تنها میتوانی آخرین درمان من باشی
و بی شک دیگران بیهوده میجویند تسکینم
تو آن شعری که من جایی نمیخوانم، که میترسم
به جانت چشم زخم آید چو میگویند تحسینم
زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟
چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟
نباشی تو اگر، ناباوران عشق میبینند
که این من، این منِ آرام، در مردن به جز اینم
محمد علی بهمنی
اسکندری خونریز در چشم تو میبینم!
جواد_زهتاب
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
دوریات دغدغهی این دلِ زار است هنوز
محسن_کیوان
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
شبانهروز، تو خورشید و ماه من هستی...
مهدی بهار
این سیبهای سرخ برای نچیدن است
دلبستنم مقدمهی دلبریدن است
حتی کلاف کهنه نخ هم نمیدهم
بالای یوسفی که برای خریدن است
زیباترین نبودی و من ماه خواندمت
این است عشق، عشق بدی را ندیدن است!
دنیا پر از صداست، تو گاهی سکوت کن
گاهی سکوت گام نخست شنیدن است
بی دوست آسمان قفسی میشود وسیع
ای دوست! عشق لذّت با هم پریدن است
مجید ترکابادی
گرچه تو دوری از برم، همرهِ خویش میبرم
شب همه شب به بسترم، یادِ تو را به جای تو
حسین منزوی
صد بار صدایت زدم اما نشنیدی
یک چشم بگردان به منِ گوشهنشین هم
عشقی که زمینی نشود فایدهاش چیست؟
ای ماه بینداز نگاهی به زمین هم ...
فاضل نظری