شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻪِ ﺩﻝ، 
ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ﻋﻠﺘﺶ ﭘﻮﻝ ﻧﺒﻮﺩ.
 ﺍﻧﻌــﮑﺎﺱِ ﺟُـــﻮﮎ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻧﺒــﻮﺩ.
 ﻋﻠﺘﺶ، ﭼﻬﺮﻩﯼِ ﻭﻟﯿﺪﻩﯼِ ﯾﮏ ﺩﻟﻘﮏ، 
ﯾﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﯾﮏ ﮐُﻮﺭ، ﻧﺒﻮﺩ ..
. ﻣﻦ ﺑﻪِ »ﻣﻦ« ﺧﻨــﺪﯾﺪﻡ
ﮐﻪ ﭼُﻮ ﯾﮏ ﺩﻟﻘـــﮏِ ﮔﯿﺞ 
ﻧﻘﺶ ﯾﮏ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﻡ، ﻭ ﺩﻟﻢ ﻣﯿـــــﮕﺮﯾﺪ  

،خداوند نمیخواهد ما به هم برسیم

می دانی دلیلش چیست ؟

می داند که اگر کنارم باشی

دیگر هیچ وقت ، هیچ چیز

از او نخواهم خواست

،خوش به حال خدا که “لحظه به لحظه” با توست


و “من” همیشه درباره ی “تو” با “او حرف میزنم . . .

،فالش بد آمده بود

برگ ها را که بر هم ریخت

ناگهان پاییز شد...

،شاید فقط بعضی وقت ها

قدمی همین نزدیکی...

پیدایش می شود.

،نه از سرم می افتی

نه از چشمم

کجای دلم نشسته ای

که جایت این قدر امن است ؟