،کرم هایی بر صورتم
می خزند
سیب کرم خورده ام کردی باران...
،خداوند نمیخواهد ما به هم برسیم
می دانی دلیلش چیست ؟
می داند که اگر کنارم باشی
دیگر هیچ وقت ، هیچ چیز
از او نخواهم خواست
،خوش به حال خدا که “لحظه به لحظه” با توست
و “من” همیشه درباره ی “تو” با “او” حرف میزنم . . .
،فالش بد آمده بود
برگ ها را که بر هم ریخت
ناگهان پاییز شد...
،شاید فقط بعضی وقت ها
قدمی همین نزدیکی...
پیدایش می شود.