،نه از سرم می افتی
نه از چشمم
کجای دلم نشسته ای
که جایت این قدر امن است ؟
،پابه پایم که نیامدى
دست در دستم که نگذاشتى
سر به سرم هم نگذار
قولش رابه بیابان داده ام . . .
،بارانآبرویم را خریدشبیه مردی که گریه نمی کندبه خانه برگشتم
،تعجــب مــی کنــم،
چطــور انبــوه غمــی کــه در دل پــرنــده هســت؛
داخــل قفــس جــا مــی گیــرد . . .
،رفتن
آمدن
رفتن
رفتن ...
دریا هم نمیفهمد
چه میخواهد ...
،نیامدن
هزار بهانه میخواست
و
آمدن ،
یکی
دلتنگت بودم !