،لازم نیست
مرا دوست داشته باشی
من تو را
به اندازه ی هر دومان
دوست دارم ...
،عاشق که می شوی
لالایی خواندن هم یاد بگیر
شب های باقیمانده ی عمرت
به این سادگی ها
صبح نخواهند شد ...
،این شعرها که جار می زنم
یعنی هنوز ابتدای عاشقی ست
وگرنه
«عاشقان کشته گان معشوق اند
بر نیاید ز کشته گان آواز»
،،هیچ ارتشی شهر را اشغال نکرده بود
هیچ جنگی روی نداده بود
اما دلم
در یک بمب باران تنهایی
از کار افتاده بود ...
من، تو
مقصر این جدایی
ویرگول بود ...
،تکلیف سرد و گرم بودنِ جنگ ها را
سرب های داغ روشن نمی کنند
ماشه ها بی گناهند
وقتی عاشق به جایِ نشانی
نشانه می گیرد!