هرچند این که سخت شکستی دلِ من است
غمگین مشو! که شیشه برای شکستن است
من دوستی به جز تو ندارم؛ قسم به عشق
هرکس که غیر از این به تو گفتهست، دشمن است
چشمان من مسیرِ تو را گم نمیکنند
فانوس اشکهای من از بس که روشن است!
هر کس که دامنِ مژهاش تر نمیشود
باید یقین کنیم که آلودهدامن است
از دیدنم دوباره پریشان شدی؟ ببخش!
چون خوابِ بد، سزای من "ازیادبردن" است...
غصهی دنیا و عُقبیٰ را ندارم؛ سالهاست
عشق ما را از زمین و آسمان انداخته
من دعا کردم بمیرم، این دعا را باز هم
دستِ غیب انگار در آب روان انداخته
حسین دهلوی
اشک میریزد مدام از چشمهایم، بعد تو
آنچه میبینم فقط تصویرهایی مبهم است
از دلیل رفتنت چیزی نمیگویم به غیر
درد دل دارم ولی آیینه هم نامحرم است!
مجید ترکابادی
خسته ام از دورنگی یه رفیقان ، رسان زمانش را
که یکصدا بگویند، به عزت و شرف لاالله الاالله
فرشید زاهدی
به دور افکنده ام
غم ها و شادی های کوچک را
تویی رمز بزرگ انتخاب من
سلام ای عشق!
حسین منزوی