شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

قدسی مشهدی


چگونه با دگران بینمت که عکسِ رخَت

اگر در آیِنه افتد، زِ غیرت آب شَوَم... 


 قدسی مشهدی

محمود درویش


تَکبّر تَکبّر!

فمهما یکن من جفاک

ستبقى بعینی و لحمی ملاک

و تبقى کمن شاء لی حبنا ان اراک

نسیمک عنبر و ارضک سکر!

وإنی احبک اکثر


مغرور باش و باز هم مغرور باش!

که هرقدر جفا پیشه کنی

باز هم در چشم و در جان من 

هم‌چون فرشته‌ای باقی خواهی ماند

برای من همان‌طور خواهی ماند که 

عشق‌مان دوست دارد ببینمت

نسیمی که از سمت تو می‌وزد عنبر است 

و زمینت شکر!

و من بیش از این‌ها تو را دوست دارم..!


 محمود درویش

نفیسه سادات موسوی

با قلب بی‌قرار و نگاه امیدوار

مثل همیشه بی تو نشستم به انتظار


آشفته است فکرم و هر لحظه می‌شوم

از دردها رها و به دل‌شوره‌ها دچار


اقبال من همیشه به وفق مراد بود

باور نمی‌کنم که نبُردم در این قمار


تلخ است چای و کام من از چای تلخ‌تر

تار است چشم‌های من از اشکِ بی‌شمار


مردم دوباره خیره به تنهایی‌ام شدند

این‌بار هم نیامده بودی سرِ قرار


 نفیسه‌سادات موسوی 

سعدی


گاه گویم که بنالم زِ پریشانی حالم 

باز گویم که عیان است چه حاجت به بیانم 


سعدی 

بیدل دهلوی

"رفتن و آمدنت آمد و رفتی دگر است 


موج گل می‌روی و آب بقا می‌آیی... "


بیدل


هلالی جغتایی

چند پنهان کنم افسانه‌ى هجران از تو؟


حال من بر همه پیداست، چه پنهان از تو؟


هلالی جغتایی

فاضل نظری


از بس که خلق پشت نقاب ایستاده‌اند

      باور نمی‌کنند منِ بی‌نقاب را


فاضل نظری 

محمد حقیقی


ما را خیال هم که بُود، آن خیال توست

صد آرزوست در دل و آن هم وصال توست


رُستی درون سینه‌ی چون شوره‌زار من

در سینه عشق من، همه عشق محال توست


عمری سکوت حاکم این قلب تیره بود

آشوبِ در درون دلم قیل و قال توست


ماهیّ و شام تیره‌ی ما از تو روشن است

سرچشمه‌ی درخشش شب‌ها هلال توست


دیوانه‌ام، هوای تو آرام من شده

در دل فقط نشان تو و خطّ و خال توست


در دوری‌ات بپرسد اگر حال من کسی

می‌گویمش که نیست خیالی، ملال توست...

محمد حقیقی



هادی محمد حسنی


تماشا، آشنایی، بی‌وفایی بعد تنهایی

دل دیوانه‌ی ما با تو چندین ماجرا دارد


به شوقِ یک سر سوزن وفا در شهر می‌گردم

متاعی را که من با جان خریدارم، کجا دارد؟ 


هادی محمدحسنی