شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

نفیسه سادات موسوی

با قلب بی‌قرار و نگاه امیدوار

مثل همیشه بی تو نشستم به انتظار


آشفته است فکرم و هر لحظه می‌شوم

از دردها رها و به دل‌شوره‌ها دچار


اقبال من همیشه به وفق مراد بود

باور نمی‌کنم که نبُردم در این قمار


تلخ است چای و کام من از چای تلخ‌تر

تار است چشم‌های من از اشکِ بی‌شمار


مردم دوباره خیره به تنهایی‌ام شدند

این‌بار هم نیامده بودی سرِ قرار


 نفیسه‌سادات موسوی 

سعدی


گاه گویم که بنالم زِ پریشانی حالم 

باز گویم که عیان است چه حاجت به بیانم 


سعدی 

بیدل دهلوی

"رفتن و آمدنت آمد و رفتی دگر است 


موج گل می‌روی و آب بقا می‌آیی... "


بیدل


هلالی جغتایی

چند پنهان کنم افسانه‌ى هجران از تو؟


حال من بر همه پیداست، چه پنهان از تو؟


هلالی جغتایی

فاضل نظری


از بس که خلق پشت نقاب ایستاده‌اند

      باور نمی‌کنند منِ بی‌نقاب را


فاضل نظری 

محمد حقیقی


ما را خیال هم که بُود، آن خیال توست

صد آرزوست در دل و آن هم وصال توست


رُستی درون سینه‌ی چون شوره‌زار من

در سینه عشق من، همه عشق محال توست


عمری سکوت حاکم این قلب تیره بود

آشوبِ در درون دلم قیل و قال توست


ماهیّ و شام تیره‌ی ما از تو روشن است

سرچشمه‌ی درخشش شب‌ها هلال توست


دیوانه‌ام، هوای تو آرام من شده

در دل فقط نشان تو و خطّ و خال توست


در دوری‌ات بپرسد اگر حال من کسی

می‌گویمش که نیست خیالی، ملال توست...

محمد حقیقی



هادی محمد حسنی


تماشا، آشنایی، بی‌وفایی بعد تنهایی

دل دیوانه‌ی ما با تو چندین ماجرا دارد


به شوقِ یک سر سوزن وفا در شهر می‌گردم

متاعی را که من با جان خریدارم، کجا دارد؟ 


هادی محمدحسنی

سجاد رشیدی پور

تو -آن‌که از دل تنگم قرار و تاب گرفته-

من -این‌که پیش تو بر بغضِ خود نقاب گرفته-


چگونه می‌شود از چنگ غصه‌ات بگریزم؟

کبوترم که مرا پنجه‌ی عقاب گرفته


نبوده حاصلم از راهِ رفته جز نرسیدن

چنان‌که شب‌پره‌ای راه آفتاب گرفته


شمرده‌ام همه داغ‌های مانده به دل را

شمرده‌ام... که دلم از تو بی‌حساب گرفته


خوشم به عشق تو اما مدام دلهره دارم

چو کودکی که به دستان خود حباب گرفته


سجاد رشیدی پور

مولانا



اسرار غمش گفتم در سینه نگه دارم

رسوای جهانم کرد این رنگ پریدن‌ها


مولانا