شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

سجاد رشیدی پور

تو -آن‌که از دل تنگم قرار و تاب گرفته-

من -این‌که پیش تو بر بغضِ خود نقاب گرفته-


چگونه می‌شود از چنگ غصه‌ات بگریزم؟

کبوترم که مرا پنجه‌ی عقاب گرفته


نبوده حاصلم از راهِ رفته جز نرسیدن

چنان‌که شب‌پره‌ای راه آفتاب گرفته


شمرده‌ام همه داغ‌های مانده به دل را

شمرده‌ام... که دلم از تو بی‌حساب گرفته


خوشم به عشق تو اما مدام دلهره دارم

چو کودکی که به دستان خود حباب گرفته


سجاد رشیدی پور

مولانا



اسرار غمش گفتم در سینه نگه دارم

رسوای جهانم کرد این رنگ پریدن‌ها


مولانا

مهرداد تکلو

انقدر حرف زیاد است ،خودم خسته شدم

خوب شد حوصله ی پنجره از فولاد است...

مهرداد تکلو

انقدر حرف زیاد است ،خودم خسته شدم

خوب شد حوصله ی پنجره از فولاد است...

محتشم کاشانی

گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سر


عمرم زیر دیر آمدنت رفته رفته رفت 


محتشم کاشانی

بهاره دلفرح

از تو چه پنهان درد دارد سنگ بودن 


در عین رو گردان شدن دلتنگ بودن 


بهاره دلفرح 

حافظ

من این حروف نوشتم چنان که غیر نخواند 


تو هم ز روی محبت چنان بخوان که تو دانی 


حافظ 

فکری اصفهانی

رنگ حناست بر کف پای مبارکت 


یا خون عاشقیست که پامال کرده ای


فکری اصفهانی

سجاد رشیدی پور

شادمان از اینکه داری عاشقان دیگری 


ریختی سهم مرا در استکان دیگری ...


سجاد رشیدی پور