بختِ ناساز را چه چاره کنم؟
دست کوتاه را رسایی نیست
چشم پروانه روشن است از شمع
روشنایی جز آشنایی نیست
غنچه خندید، عندلیب گریست-
کاین چمن جای دلگشایی نیست
ای قلندر! ز بوریا مگذر
در ره فقر، میرزایی نیست
نگهش غیر بیوفایی نیست
میل آهو به آشنایی نیست
خودشناسی، خداشناساییست
«آذر» و یار را جدایی نیست...
اذر کشمیری
دل از هوای تو آکندهاست دلبرکم
اگر اشاره کنی، چون حباب میترکم!
اگر نریختهام تاکنون، به حرمت توست
دهان به شِکوه اگر وا نکرده هر تَرَکم
بمان، کجا بروی؟! کوچ، کار لکلکهاست
تو سالهاست که جَلد منی، کبوترکم
مرا ببخش، نگاهم چراغ بیرمقیست
ولی هنوز دلم روشن است شاپرکم
تو میروی... برو امّا مباد برگردی
مباد باز ببینی مرا مسافرکم...
حسین کرمی
━━━━━━━━━━━
محبّتی که فراموش کردیاش ز نخست
به یادگار تو تا روز واپسین دارم
شاپور_تهرانی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
در دل ما آرزوی دولتِ بیدار نیست
چشم ما بسیار از این خواب پریشان دیدهاست
صائب_تبریزی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
بس که در سر هوس روی تو دارد دیده
پشت سوی من و رو سوی تو دارد دیده!
صفایی_خراسانی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
باد، مُشتی ورق از دفتر عمر آوردهست
عشق، سرگرمی سوزاندن این اوراق است!
فاضل_نظری
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
ز دست طالعِ ناسازِ خویش رسوایم
سیاهبختی من همچو مشک، بو دارد...
مفید_بلخی
━━━━━━━━━━━