شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

الف مهاجر


من جمعه ترین حالتِ یک عاشقم ! اما ...


تو صبح ترین جمعه یِ هر روز دلم باش ...


الف مهاجر

سعدی


حال دل با تو نگویم که نداری غم دل


با کسی حال توان گفت که حالی دارد ...


سعدی 

سجاد رشیدی پور


عمری از عشق چنان بود نصیبم که شده‌ست


معنی «حسرت» و «اندوه»، معادل با «من»


سجاد رشیدی پور

فاضل نظری

مرا با چشم‌های بسته از پل بگذران ای دوست! 


تو وقتی با منی دیگر مرا بیم معادی نیست...


فاضل نظری

مهرداد تکلو

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

سید سعید صاحب علم


امیدی بر جماعت نیست ، می‌خواهم رها باشم

اگر بی‌انتها هم نیستم ، بی‌ابتدا باشم


اگر یک‌بار دیگر فرصتی باشد که تا دنیا

بیایم ، دوست دارم تا قیامت در کما باشم !


خیابان‌ها پر از دلدار و معشوقان سردرگم

ولی کو آنکه پیشش می‌توانم بی‌ریا باشم ؟


کسی باید بیاید مثل من باشد ؛ خودم باشد

که با او جای لفظ مضحک "من" یا "تو" ، "ما" باشم


یکی باشد که بعد از سال‌ها نزدیک او بودن

به غافلگیرکردن‌های نابش آشنا باشم


دلم یک دوست می‌خواهد که اوقاتی که دلتنگم

بگوید خانه را ول کن ؛ بگو من کِی ، کجا باشم ؟


سید سعید صاحب علم


امید صباغ نو


صبحانه غم ، ناهار جنون ، غصه شام من


دیدی چقدر بی تو جهان شد به کام ِمن ؟!


امید صباغ نو 

مهدی استخر


اولش عشق فقط گاهی و تفریحی بود

بعد ها دل به تو معتاد ، همین طوری شد !


خانه ام گرچه شبی روی سرم ویران شد

بعدها خانه ی صیاد ، همین طوری شد ...


مهدی استخر


حسن دلبری


چیست در گردش جادویی چشمت ؟ که هنوز


قلم فرشچیان دور خودش می چرخد ... !


حسن دلبری