همچو فرهاد بُود کوه کنی پیشه ی ما
کوه ِما سینه ی ما ، ناخن ِما تیشه ی ما
شور شیرین ز بس آراست رهِ جلوه گری
همه فرهاد تراود ز رگ و ریشه ی ما
ادیب نیشابوری
اللهم عجل لولیک الفرج
-------------------
رفیقِ حادثه هایی ؛ به رنگ تقدیری
اسیر ثانیه هایی ؛ شبیه زنجیری
در این رسانه ی دنیا ، میان برفک ها
نه مانده از تو صدایی ، نه مانده تصویری
رسیده سنّ حضورت به سنّ نوح ، اما
شمار مردم کشتی نکرده تغییری
هزار هفته ی بی تو گذشته از عمرم
هزار سال ِپیاپی دچار تاخیری
شبیه کودکِ زاری شدم که در بازار ...
تو دست گمشده ها را مگر نمی گیری ؟
کاظم بهمنی
رفتیّ و شبی دوباره حالم بد شد
تصویر تو از پیش نگاهم رد شد
خطّ ضربان قلب ناآرامم
آرام به احترام تو ممتد شد ...
مهدی استخر
خسته از حَرّاف های بی غمِ دور و برم
می کِشم تیغِ سکوتم را به جای خنجرم
خسته از شهرِ نقابم ، خسته از شهرِ ریا
می روم بلکه کمی سالم بمانَد باورم
چون همین هستم که هستم ، کار و بارم سکّه نیست
مثل این رویِ من است ای دوست ! رویِ دیگرم
ساعتی شمّاطه دارم ، مانده ام جُرمم چه بود ؟
هر که را بیدار کردم با غضب زد بر سرم
تا تک و تنها شدم ، دیدم به حکمِ زندگی
تک که باشم تا ابد از شاه بودن سرترم ...
محسن کاویانی
تنها ستارهی شب تارم، شبت بخیر!
تار است بی تو لیل و نهارم، شبت بخیر
ای سر به شانههای رقیبان گذاشته
کی سر به شانهات بگذارم؟ شبت بخیر...
تو در کنار کیستی امشب که سالهاست
غیر از غم تو نیست کنارم، شبت بخیر
بسیار زخم بر دل خونم زدی و آه
تا صبح میشود بشمارم... شبت بخیر
هرچند بیتو تاب نمیآورم، برو
هرچند بیتو خواب ندارم، شبت بخیر
رفتی اگرچه وقت خداحافظی نبود
دیگر نشد بهانه بیارم، شبت بخیر...
سجاد سامانی