-
مهدی فرجی
جمعه 22 مهر 1401 12:24
مش رهایی و خوشحالیاش گرفتاری هزار خوشدلی آکنده با خودآزاری درست میشنوی؛ عاشقانه میگویم بدان که شعر دروغ است و عشق، بیماری! سراغی از تو نگیرم، بگو چهکار کنم؟ که جان به لب شدم از قهر و آشتی، آری به دوست داشتنت افتخار خواهم کرد ولی کلافهام از این جنون ادواری اگر دوباره سراغی گرفتم از تو، نباش مرا رها کن و خود را...
-
مشفقی بخارایی
جمعه 22 مهر 1401 12:23
مینمایم با تو اشکِ سیم و روی همچو زر خودنمایی نیست، از روی نیاز است اینهمه... مشفقی بخارایی
-
لسانی شیرازی
جمعه 22 مهر 1401 04:06
نالهی تیشه به گوشِ دل شیرین میگفت که گذر بر سر فرهاد نکردیّ و گذشت... لسانی شیرازی
-
فرشید زاهدی
جمعه 22 مهر 1401 03:36
تو تککبریت امّیدم در اوج بىکسى بودى تو را -اى عشق- با امّیدوارى روشنت کردم... فرشید زاهدی
-
سید مهدی نژاد هاشمی
جمعه 22 مهر 1401 03:34
یک روز بیا آنچه دلم خواست، همان شو یک روز که در تذکرهها روز وصال است... سید مهدی نژادهاشمی
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 مهر 1401 03:32
تقصیر خودم بود، تو تقصیر نداری چون خوابِ دَم صبحی و تعبیر نداری هر وقت زمانش برسد، میرسی از راه چون مرگی و یک ثانیه تأخیر نداری عقل آمده با لشکرش، امّا تو چه ای دل؟! حتّی سپر و نیزه و شمشیر نداری ای بخت نگونبخت من! امروز عوض شو فردا که شود، فرصت تغییر نداری گفتی که وفادار بمانیم؟ وفا چیست؟ چیزیست که تو، از بدِ...
-
حمیدرضا حامدی
جمعه 22 مهر 1401 03:31
پرندهای که به بام تو انس دارد و بس روا مدار که مرغ مهاجرت باشد حمیدرضا حامدی
-
رهی معیری
جمعه 22 مهر 1401 03:29
نه دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهی نه بر مژگان من اشکی، نه بر لبهای من آهی نه جان بینصیبم را پیامی از دلارامی نه شام بیفروغم را نشانی از سحرگاهی به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی گَهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی گَهی خاموش و حیران چون نگاهی در نظرگاهی «رهی!»...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 مهر 1401 03:26
خدا نخواد امثال من ، دور و برت زیاد بشن دل بدن به دنیا الکی به تو بگن عاشقتن .... من زیر این ..........
-
محسن کاویانی
چهارشنبه 20 مهر 1401 23:33
حال و روز مملکت و مسئولین ما فهمیدم... امّا دیر فهمیدم که "نادان" را از هر طرف هم که بخوانی، باز "نادان" است! محسن کاویانی