-
محمد حسن جمشیدی
یکشنبه 12 مرداد 1404 02:54
اگر پایان بگیرد زندگی با بوسههای مرگ چه چیزی بهتر از آغوش واکردن برای مرگ چه زندان غمانگیزی که زندانبان خود باشی بیاید از در و دیوار دنیایت صدای مرگ خداوندا مرا راحت کن از تبعیدگاه تن چرا یک جای خالی نیست در مهمانسرای مرگ به هرجایی که میرفتم میان خلق میدیدم نگاهی تازه از لبخندها و هایهای مرگ دل من! عشق هم دیگر...
-
شهیدی قمی
یکشنبه 12 مرداد 1404 02:51
تیرت گذشت از تنِ همچون هلالِ من این هم گذشت، فکرِ دگر کن به حالِ من شهیدی قمی
-
حسین زحمتکش
یکشنبه 12 مرداد 1404 02:48
آنسان که یادم داد چشمت دل سپردن را یک روز یادم میدهد از یاد بردن را! آنقدر دارم یادگار از تو که فرزندم با زخمهای من بیاموزد شمردن را... جان رقیبم را قسم خوردی که خوشعهدی از اعتبار انداختی سوگند خوردن را! تحقیر ما افتادگان تا کی؟ که یادت داد اینگونه روی زخم مردم پا فشردن را چشمی که بر من بستهای بر غیر واکردی...
-
فاضل نظری
یکشنبه 12 مرداد 1404 02:47
ز پیله بافتنم خستهام ولی چه کنم؟ امیدوارم و زندان آدمیست امید! فاضل نظری
-
فائزه مومیوند
دوشنبه 26 خرداد 1404 00:19
جنگ آغاز شده من به کجا بگریزم ؟ شهر آغوش تو را دشمن اگر فتح کند ! فائزه مومیوند
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 خرداد 1404 15:54
بخشیدمت! حلال! مبادا که روز حشر بخشش شود بهانهٔ دیدار دیگری!
-
محسن حیدری
شنبه 3 خرداد 1404 12:10
. دیدنت منع است و مهرت در دلم در حال رشد درک ربط بین تحریم و تورم سخت نیست ... محسن حیدری
-
رضا قاسمی
شنبه 3 خرداد 1404 12:06
همین که رفتی رختِ سپید بر تن کرد ببخش موی مرا، اهل سوگواری نیست عزیزم اقا رضا قاسمی گل ❤️
-
امیر حسین ثابتی
شنبه 3 خرداد 1404 12:04
تو مهم بود بمانی ... که نماندی ، رفتی ...! جان که باید برود ... سفت به من چسبیده ... امیر حسین ثابتی
-
حزین لاهیجی
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1404 17:43
خواهیم به نامت نظر غیر نیفتد... از رشک ندانیم به عنوان چه نویسیم حزین لاهیجی