-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:05
خیاط خوبی است خدا اما دل مرا به عمد یا سهو ، نمی دانم شاید بی هوا تنگ به سینه ام کوک زد ... !
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:04
،هر روز برایت نامه می نویسم و تو، همه را برگشت می زنی سپاس گذارم هیچ کس تا بحال این همه نامه برایم نفرستاده بود!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:01
،د یدی هـمان یک مشـت دانه ی احسـاسی که پاشیدی چطـور خیـال پـرواز را از سـر این پـرنده پـراند؟؟!!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:00
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:59
،کولر رانده ی بام! بخاری دنج اتاق...! گرم اگر باشی دلخواهی!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:58
،خستهام از زمین و از زمان؛ مرا ۷ کوچکی بکش در آسمان...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:56
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:55
،احساس درختی را دارم که در مسیر کارخانه ی چوب بری قرار گرفته است...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:54
،تو هم دست کمی از او نباید داشته باشی یک دنده و لجباز مثل بطری ِ نامه بر ِ دریا تا سرت به سنگ نخورد نم پس نمی دهی !
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:52
،دیگر به هوای نازت ... هیچ مردی سر به بیابان نمیگذارد ... ساده ای لیلی جان... اینجا مردها با یک کلیک روزی هزار بار عاشق می شوند