-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:15
،چه خوش خیالی باد! تو را به بازی گرفته است گیسوهاش
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:15
گلهای باغچه همه دیشب شکفتهاند. از کوچهی ما گذشته بودی؟!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:09
،اینقدر کووک نزن! جای بخیه ندارد دیگر این دلِ لاکردار!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:09
،تو رفته ای و من از تنهایی کَکَم هم نمیگزد دیگر! حالا باز هم بگو دروغ گفتن بلد نیستی!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:05
خیاط خوبی است خدا اما دل مرا به عمد یا سهو ، نمی دانم شاید بی هوا تنگ به سینه ام کوک زد ... !
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:04
،هر روز برایت نامه می نویسم و تو، همه را برگشت می زنی سپاس گذارم هیچ کس تا بحال این همه نامه برایم نفرستاده بود!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:01
،د یدی هـمان یک مشـت دانه ی احسـاسی که پاشیدی چطـور خیـال پـرواز را از سـر این پـرنده پـراند؟؟!!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 13:00
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:59
،کولر رانده ی بام! بخاری دنج اتاق...! گرم اگر باشی دلخواهی!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 12:58
،خستهام از زمین و از زمان؛ مرا ۷ کوچکی بکش در آسمان...