-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 16:46
،دست های تو حق من است حقم را کف دستم بگذار
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:35
با تو پیدا شده ام خسته ی راهم نکنی مست و شیدا شده ام باز تو زارم نکنی گوش کن چشم مرا زاغه من چوب بزن ! باز این چشم مرا چشم براهت نکنی تازه همراه تو و موج نگاهت شده ام باز یک عمر مرا روزه ی نامت نکنی همچو کابوس به چشمان توام خیره شدم باز با چشم ترت غرق گناهم نکنی
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:34
دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارند دیوانـه ها از حال هــم امّا خبر دارند آیینه بانـــو! تجربه این را نشان داده: وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند تنها تو که باشی کنار من دلم قرص است اصلاً تمــام قرص ها جز تــــو ضـــــرر دارند آرامش آغوش تو از چشم من انداخت امنیتی کــــه بیمه های معتبـــر دارند
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:31
از غم خبری نبود اگر عشق نبود دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟ بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود این دایرهی کبود، اگر عشق نبود از آینهها غبار خاموشی را عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟ در سینهی هر سنگ دلی در تپش است از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:30
جایزه اسکار سهم چشمان توست.. بهترین نور....... بهترین تصویر..... بهترین جلوه های ویژه..... بی رقیب و تنها....... اولین و اخرین نامزد...... انان که نام تورا نمیبرند، بی شک از معجزه چشمان تو بی خبرند..!!؟
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:28
قفل سکوت قلب مرا باز می کنی با چشمهای عاشقت اعجاز می کنی تو این پرنده را که دوبالش شکسته است روزی دوباره عاشق پرواز می کنی ارزانی نگاه تو سهم غرور من وقتی برای آیینه هم ناز می کنی مثل بهار سبزی و با هر تبسمت از عشق فصل تازه ای آغاز می کنی ایمان می آورم به تپش های قلب خویش وقتی گره ز کار دلم باز می کنی
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:25
در خواب چراغ تا سحر دستم بود.. در خواب کلید هر چه در دستم بود زیباتر از این خواب ندیدم خوابی.. بیدار شدم دست تو در دستم بود
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:22
مثل عکاســی ماهر نگاهت میکنم… از نزدیک ترین زاویه ممکن، و سرت را دقیقا” رو به رویم نگه می دارم خورشید را روی صورتت پخش می کنــم و در ذهنم از امروز تو عکس می گیرم، برای روزهایی که نیستی......؟!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:21
ای کاش که من پیر شوم در بغلت با دست تو زنجیر شوم در بغلت پرواز پر از حس رهایی ست ولی ای کاش زمین گیر شوم در بغلت
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:18
محبت، شعــاعِ درخشـــانی است کــه ، پیوسته قلب ها رابه هم گــِــره میزند. بــرای محبت هایی که عـــمیقند، ندیدن و نبودن هــــرگـــز به معـــنای از یاد بردن نیست ..!