شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،نه آمدن این
شکوفه هاى بادام
و نه عطر تازه هوا ،
پرستو ها هم بى خود

شلوغش کرده اند ... ،
بهار فقط
بوى تن توست ..!

دوست داشتنت را بغل گرفتمُ دویدم...

کاشکی..آدم ها با دور شدنشان

دوست داشتن شان را هم می بردند

،پنهان می کنم

جای خالی ات را

در پستوی این عاشقانه ها

مثل کودکی که شبها

ترس‌هایش را زیر پتو خواب می کند!

،فرقی نمی کند

پنجه ی طلایی آفتاب باشد

یا انگشتهای خیس باران

این پنجره دیگر

جواب سلام آسمان را نخواهد داد

وقتی قرار نیست

تو از این کوچه بگذری!

،تنها

یک روسری جا گذاشته ای


ببین چگونه خاطراتت

در سرم کردی می رقصند!

،از آخرین سکانس زمستان 

تنها کرختی انگشتهایت را به خاطر داری

و من جای پاهای روی برف را!

بیا دور از هم اعتراف کنیم:

تو عاشق نبودی!

و من صرفا یک شاعر بودم!

،زبانم را غلاف کرده ام

چشمهایم را درویش!

زیبایی تو خلاف قانون عشق

دیوانه ای را عاقل کرده است!

،نخواه فراموشت کنم!

آخر کدام درخت

در کدام اردیبهشت

خانه تکانی کرده است؟

دیوانه

من تازه عاشقت شده ام!

،ندیدنت درد است

دیدنت داغ!

حال اینروزهای مرا

آدم برفی اسفند می فهمد

که عاشق بهار شده است!